|
ادبیات بمثابه عیش مدام -فلوبر
|
تحشیه بر نوزدهم مهر
(بخش نخست)
خیابان
نگاههای چوبی چندکلاغ
نیمی ازمن
ونیمی از آسمان که هنوز بوی خرما می دهد
کوچه
دستم را می گیرد
ونجیبانه ردپاهای تو را نشان می دهد
هرچند باران
بی امان می بارد
کافه
به تومی رسم
من روبروی توام
روبروی توو فنجان چای با طعم گلابی
اتیلا اسکندانی-۱۹مهر۸۸
مرگ در می زند
اما ندایی نیست
ما از ترس
فلسی از ماه را می کنیم وروی سرمان
می کشیم
مر گ با کابوس جنگلی سیاه به در می زند
در ختان در مه
همدیگر را می بوسند تا
گم نشوند
مرگ زیر باران با استخوان
به در می کوبد
وزمین ابلهانه پولک های صبحگاهی را
می بلعد
*
صبح
باران که تمام می شود
ما پاروزنان سوار تابوتهایمان
به تدفین لبهای تو می آییم
دیگر آنقدر باران باریده است که
تمام رودخانه های جهان در خون تو
شنا کنند
آتیلا اسکندانی-مرداد-۱۳۸۸-
بهار يه!!
آشفته مي کنيم ابر ها را
باران که دارد
نمي بارد
آتيلا اسکنداني
تو :دريا
من:زورق
اما هر دو:
در آغوش طوفان
آتيلا اسکنداني
قار... قار
گريه نکن
ديگر سه درخت
با شش درخت
چه فرق مي کند
تو تا شب کفشهايم را جفت ميکني و بوسه هايت را
منحل.
قار... قار
کريه نکن
ديگر آنقدر کلاغ شده ايم که
بخنديم.
آتيلا اسکنداني
ناگهان
دیوار
خون ترا
به آغوش کشید
خاک با ورطه هولنا کش
دفن شد
مرگ
ضجه زد
و
زمین
تنها ماند
آتيلا اسکنداني-تبريز-اسفند۸۷
براي غزه
الم تر
آنها لبالب از فیل اند
تو بی دلیل دستان علیل سنگتراش را
بهانه ساختی
الم یجعل
وتو مگر ندیدی
آنها درقامت فیلی چوبی به شهر
دوباره تاختند
در نیمه باز حیاط
روسری سبز سیدی در باد
وچند مگس
درپشت شیشه های اتاق تو
کودک برای گنجشک های پیاده رو
خرده های نان می ریزد
عابران
تند می گذرند
اعتراف
پدر من پنیر دزدیده ام
پدر من در فنجان قهوه مادر بزرگ تف کرده ام
پدر من کفشهای خواهرم را قایم کرده ام
پدر من با تفنگ دولول پدر را...
*
کشیش خوابیده است
1
تن من
تن تو
تن او
تن ما
تن آنها
تن تنها
*
غسال می خواند
ومن گوش کر بتهوون
3
زمین بروی خودش خم شد
تا ردپاهای تو را
مقام اول جشنواره سراسري شعر خط سوم-۸۷
مقام دوم جشنواره سراسری شعر ایوار-۸۲
• کالبد شکافی هفتمین نعش یونس
برای محمد مختاری و...
یکم:رحم
روزی که پدر را...
ما در صدای گرفته ی مادر
که مرگ رابا عصا وکلاه زاییده بود
قایم شدیم.
خواهرم توی حوض خندید
وپدر روی آب آمد.
بیچاره!
وقتی کمی دیرتر از بادهای قدیمی
هم قیافه ی اشکهایمان وزیدیم
تصویرهای روی آب چروک خوردند.
| امروز بیا برویم به یکشنبه |
يكشنبه
دنگ دنگ دنگ
اين صداى ناقوس قديمى
هميشه مى آويزد به سنگفرش سرخ چند روز قبل