|
ادبیات بمثابه عیش مدام -فلوبر
|
خوانشی «بینامتنی» از داستان «قوچهای سنگی رمیدهاند.»
دکتر سعید کریمی
نظریه «بینامتنیت» در دهه شصت میلادی توسط ژولیا کریستوا ارائه شد. کریستوا نشانه شناس بود واز علم نشانهشناسی به این نظریه رسید . وی در ساخته وپرداخته کردن نظریه «بینامتنیت» تحت تاثیر تئوری «منطق گفتگویی» میخائیل باختین بود.
باختین اعتقاد داشت که در در رمانهای نویسندگانی مانند داستایوسکی صداهای گوناگون شنیده میشود که این صداها به گفتگو باهم مینشینند. این گفتگو گاه بین شخصیتها وگاه بین راوی و شخصیتها انجام می گیرد. باختین براین باور بود که تنها در رمان امکان تجمع صداهای گوناگون ومکالمه بین آنها میسر است. «بینامتنیت» نیز در امتداد همین نظریه، «گفتگوی متن ها» با یکدیگر را مطرح می کند. «بینامتنیت» به رابطه متون با همدیگر اشاره دارد و اینکه چگونه روح متون پیشین در متنی معین انعکاس مییابد و حی وحاضر میشود.بهار يه!!
آشفته مي کنيم ابر ها را
باران که دارد
نمي بارد
آتيلا اسکنداني
شهر از پشت پنجره
کابوسهايش را ديد مي زند.
سرباز ها
روي نيمکت هاي خواب زده پار ک
رد پاي زني را چاقو مي کشند .
آتيلا اسکنداني
تو :دريا
من:زورق
اما هر دو:
در آغوش طوفان
آتيلا اسکنداني
قار... قار
گريه نکن
ديگر سه درخت
با شش درخت
چه فرق مي کند
تو تا شب کفشهايم را جفت ميکني و بوسه هايت را
منحل.
قار... قار
کريه نکن
ديگر آنقدر کلاغ شده ايم که
بخنديم.
آتيلا اسکنداني
دئييرلر: توتولوب
دئييرلر: توتولوب
دئييرلر: توتولوب
*
:دئييرلر توتولوب
آتيلا اسکنداني